مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

883

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

( داورى ) ميان ايشان شايع شد . معاويه به شام رفت و به ايجاد اختلاف و پراكندگى ميان اصحاب على - كه خواستار آن بود - نايل آمد . چون على به كوفه درآمد دوازده هزار تن از قرّاء از او كناره‌گيرى كردند و با رايتهاى خويش روانه شدند تا به حروراء رسيدند . حروراء دهكده‌اى است از ناحيهء سواد . ايشان شبث بن ربعى را امير جنگ كردند و عبد الله بن الكواء را براى نماز برگزيدند . على مدت شش ماه با ايشان مناظره كرد و ايشان به دو مىگفتند : « از بليّه گريختى و به ماجرا تن در دادى . پستى را پذيرفتى ، جز خداى عز و جل را داور قرار مده . » و على مىگفت : « من در مورد شما به انتظار داورى خدا هستم . » ايشان مىگفتند : « اگر مشرك شدى اعمالت نابود مىشود . » ( 39 : 65 ) و او مىگفت : « شكيبا باشيد كه وعده خداوند راستين است . » ( 30 : 60 ) سپس على عبد الله بن عباس و صعصعة بن صوحان را فرستاد كه ايشان را به اجتماع فرا خوانند . على گفت : « من تا مدتى - كه به تحقيق در كتاب خداوند عز و جل بپردازم ، تا شايد صلح كنيم - جنگ با ايشان را رها مىكنم . » و ايشان او را نوزده شب مهلت دادند . سپس على گفت : « خطيبانى نزد من بفرستيد تا دليل شمايان را عرضه كنند . » و ايشان خطيبان را فرستادند . على برخاست . خداى را سپاس گفت و بر او درود فرستاد . سپس گفت : « من در اين ماجرا و داستان داورى هيچ گونه آزمندى نداشتم . اما شمايان در پيكار سستى كرديد و پراكنده شديد . مردم مرا به كتاب خداوند فرا خواندند و من هراس داشتم كه مبادا سخن او را دربارهء من تأويل كنند كه : « نمىبينى و ننگرى به آنها كه ايشان را بهره‌اى دادند از كتاب ، بازخوانند ايشان را به نامهء خدا تا حكم كند كتاب خدا ميان ايشان ، آنگه بر مىگردد گروهى از ايشان و ايشان روى گردانند » ( 3 : 23 ) خطيبان حروريه گفتند : « تو ما را به كتاب خداوند عز و جل فرا خواندى و ما پذيرفتيم چندان كه كشتيم و كشته شديم در جمل و صفين . آنگاه تو در كار خويش شك كردى و دشمن خويش را داور قرار دادى ما بر همان فرمان تو هستيم كه آن را رها كردى ولى تو بر آن نيستى . و ما بازنخواهيم گشت مگر آنگاه كه توبه كنى و به گمراهى خويش گواهى دهى . » على گفت : « به خدا پناه مىبرم از اينكه بر گمراهى خويش گواهى دهم با اينكه خداوند شما را به وسيلهء ما هدايت كرده و از گمراهى نجات بخشيده است . من حكمين ( دو داور ) را داور قرار دادم تا به كتاب خدا و سنتى كه مايهء اجتماع مردم باشد نه پراكندگى ايشان ، داورى كنند . حال اگر ايشان به غير اينها داورى كنند به زيان من و شمايان نيست و اين كار در سال آينده خواهد بود . »